ستارگان پشت دوربين
يک سال ديگر گذشت. سالي که پيري چون ايست وود به جاي يک فيلم ، دو فيلم بزرگ را همزمان کارگرداني کرد. اسکورسيزي يک فيلم پر هنرپيشه ديگر ساخت و اروپايي هاي استخوان داري چون لوچ و آلمودووار نيز به سبک و سياق هميشگي خود فيلم هايي شسته و رفته اي در امتداد کارنامه و سبک خود ساختند. ژانگ ييمو نيز با ساخت نفرين گل طلايي حضور خود را به شکلي مثبت اعلام کرد. نسل بعدي، کارگردان هايي همچون مايکل مان، بيل کاندون و ريچارد لينکليتر نيز که در آستانه پا به سن گذاشتن هستند، با گذاشتن امضاي خود در پاي فيلم هايي خوش ساخت نشان دادند که در راه پيش رو با توانمندي تمام قدم برمي دارند. چنين بزرگاني بي نياز از معرفي و تحسين و تمجيدهاي تکراري هستند و سخن گفتن درباره آثارشان بايستي با دقت و نقد علمي همراه باشد.
کارگردان های خوش آتيه ای در سال ٢٠٠٦ توانستند فيلم هاي مطرحي ساخته و نام خود را در حافظه تماشاگر حک کنند . کساني که بدون شک در سال هاي آتي فيلم هاي بهتري خواهند ساخت، ميراث داران بزرگان سينما و احياگران ژانرها که چراغ سينما را روشن نگاه خواهند داشت.
هدايت نابازيگران مشکل است. کارگرداني بازيگراني که به زبان تو سخن نمي گويند هم سخت است. کارگرداني نابازيگراني که به زبان تو حرف نمي زنند، جنون آميزترين کاري است که مي تواني فکرش را هم بکني.
پانوشت : مرحوم
ترجمه عنوان فیلم اسکورسیزی به فارسی، بلبشوی عظیمی در ایران به پا کرده است. با یک نگاه سطحی به مطبوعات و رسانه ها، با این اسامی ترجمه ای روبرو می شویم : مرحوم ، جان سپرده ، رفتگان ، جدا افتاده ، درگذشتگان حرکت، مردگان و ... پیشنهاد می کنم از این کلمات نیز می توان استفاده کرد : مغفور، شادروان ، روانپاک ، روانشاد ، فوت شدگان ، مدفون شدگان ، رحمت الله...علیه
و...
|+| نوشته شده در یکشنبه 12 فروردین1386 ساعت توسط بابک رستمی|

