David Fincher
دیوید فینچر در 28 اگوست سال 1962 در شهر دنور در ایالت کلورادو کشور آمریکا به دنیا آمد. فینچر در سنین بسیار جوانی یعنی از هفده سالگی به سوی عالم فیلم و سینما آمد. فینچر در هفده سالگی به عنوان کار آموز در استودیویا استیون اسپیلبرگ (Steven Spielberg ) و جرج لوکاس ( George Lucas ) مشغول شد. بعد از طی این دوره آموزشی فینچر به طور گسترده به ساخت فیلم های تبلیغی برای تلوزیون روی آورد. کار فینچر به قدری خوب بود که کارخانه های بزرگی از جمله نایک ( NIKE ) و پپسی کولا به او سفارش کار دادند. همچنین در همین دوره فینچر برای خوانندگان مطرح آمریکا کلیپ های ویدیویی می ساخت.
کارنامه کوتاه و مختصر فینچر به قدری قوی و موفق بود که کمپانی فوکس قرن بیستم بدون توجه به تجربه فینچر ( با توجه به این که فیلم بلند نساخته بود ) ساخت قسمت سوم بیگانه ( 1992) را با هزینه شصت میلیون دلار به او واگذار کرد. دو قسمت قبلی بیگانه را دو کارگردان مطرح یعنی ریدلی اسکات ( Ridley Scott ) و جیمز کامرون ( James Cameron ) ساخته بودند و کارگردانی قسمت سوم برای فینچر موقعیت بسیار خوبی بود که خود را مطرح کند. فینچر به خوبی از پس این فیلم بر امد. بیگانه فینچر فیلم تیره و سیاهی است و بیگانه فیلم نیزکه با رخنه در وجود شخصیت ها انها را به بیگانه ای دیگر بدل می کند نسبت به دو قسمت قبلی مهیب تر و ترسناک تر است و تصویر سازی فیلم از این فضای مرگ زده شایسته و دیدنی اند. نوع تقطیع فیلم و ترکیب نوری غریب و عصبی کننده آن به خوبی سابقه کاری فینچر در ساخت ویدئو کلیپ را به نمایش می گذارد.صحنه پایانی فیلم، یعنی سقوط سیگورنی ویور (Sigourney weaver ) ( زن نقش اول فیلم ) به همراه جنین بیگانه ای که در شکم دارد به درون توده مذاب که به نظر می رسد تنها راه نجات جهان از دست این موجود بیگانه است یکی از ماندگار ترین تصاویر سینمایی این سال هاست.
فینچر در فاصله بین ساخت اولین فیلم بلندش یعنی بیگانه تا دومین فیلم بلندش یعنی هفت ( 1995 ) دوباره به ساخت کلیپ های ویدئویی روی آورد. فیلم هفت فیلم بسیار قوی و ماهرانه ای است که نشان از نبوغ ذاتی این فیلمساز دارد. هفت ماجرای غریب قاتلی زنجیره ای است ( با بازی خوب کوین اسپیسی ) که خود را نماینده خدا در زمین می داند و قصد دارد گناهکارانی را که هر یک تجسم یکی از گناهان کبیره نقل شده در کتاب کمدی الهی نوشته دانته هستند را بیابد و برای جزای عملشان انها را به شیوه ای کاملا وحشیانه بکشد. در این بین میان او و دو پلیسی که به دنبالش هستند کشمکش ایجاد می شود و این کشمکش موجب می شود که این قاتل به دلیل حسادت به زندگی پلیس جوان فیلم ( با بازی براد پیت ) خود را به عنوان تجسم گناه هفتم یعنی حسادت به دست این پلیس به کشتن بدهد و به این ترتیب ماموریت خود را به پایان برساند. فضاسازی فینچر برای نقل این ماجرا و ترس و وحشت نهفته در آن بسیار خوب و ماهرانه است ، استفاده از فیلم برداری رو دست ، تقطیع های سریع ، نورپردازی سیاه و سفید و استفاده های نمادین از رنگ ، بسیار به این فضاسازی کمک کرده است. لازم به ذکر است که فیلم برداری این فیلم توسط داریوش خنچی ، فیلم بردار ایرانی الاصل مقیم فرانسه انجام گرفته. فیلم هفت بسیار مورد توجه منتقدان و تماشاگران قرار گرفت.
فیلم بعدی فینچر بازی ( 1997 ) نام دارد. بازی ، ماجرای بانکدار پولدار ولی تنهایی به نام نیکلاس ون اورتون است که جز پول و مسائل اقتصادی به چیز دیگری نمی اندیشد. این بانکدار با بازی مایکل داگلاس ( Micheal Douglas ) ،اکنون در آستانه چهل سالگی قرار دارد، سنی که پدرش به یک باره بدون هیچ دلیلی خودکوشی کرده است. خاطره خودکوشی پدر اکنون که او به سن چهل سالگی رسیده او را رها نمی کند. برادر نیکلاس برای رهایی او از این زندگی افسرده و بیمارگونه او را وارد یک بازی می کند. این بازی توسط یک شرکت به نام خدمات تفریحی مصرف کنندگان برای هر کس به صورت خصوصی و با توجه به ویژگی های جسمی و روحیشان طراحی می شود و در انتها آنها را متحول می کند. بازی ماجرای بسیار جذابی دارد و تماشاگر را تا انتها در شک و هیجان نگه می دارد.
به این ترتیب فینچر با فیلم هایی که می سازد کارنامه خود را هر چه پربارتر می کند و خود را به یکی از فیلم سازان محبوب جوانان بدل می کند ، اما اوج این محبوبیت بعد از ساختن فیلم باشگاه مشت زنی ( 1999 ) نصیبش می شود. باشگاه مشت زنی تجربه متفاوتی برای تماشاگرش است. ماجرایی بر اساس خیال بافی های یک بیمار روانی. یک مامور شرکت بیمه ( با بازی ادوارد نورتون ) ماجرای آشنایی اش با تایلر داردن ( با بازی براد پیت ) و به راه انداختن باشگاه های زیر زمینی مشت زنی را برای ما تعریف می کند ، آشنایی که بستر حوادث عجیب و مهیجی است. فیلم باشگاه مشت زنی به دلیل برخی عصیان ها ی نهفته در آن نه تنها بسیار مورد توجه جوانان آمریکایی بلکه مورد توجه جوانان سراسر جهان قرار گرفت.
فیلم بعدیاش «اتاق وحشت» (2002) تریلری بود که استفاده خلاقانهای از گرافیک کامپیوتری کرده بود. با وجودی که فیلم فروش خوبی داشت به اندازه سه فیلم قبلی او مورد توجه قرار نگرفت. داستان یک داستان قراردادی برخلاف فیلمهای قبلی فینچر و درباره مادری بود که دخترش را از دزدانی که میخواهند یک گنجینه را بدزدند محافظت میکند. جودی فاستر، فارست ویتاکر، دوایت یواکام و جیرد لتو در این فیلم بازی میکردند.
زودیاک تازهترین فیلم فینچر با نقدهای مثبتی روبرو شده و براساس کتابهای رابرت گریاسمیت درباره جستجوی قاتل زودیاک ساخته شده است. در این فیلم جیک گیلنهال، مارک روفالو و رابرت داونی جونیور، آنتونی ادواردز و برایان کاکس بازی میکنند. فیلم ابتدا نامش به کرونیکلز تغییر نام داد که برمیگشت به نام روزنامه سانفرانسیسکو کرونیکلز که گریاسمیت را به عنوان طراح کاریکاتور استخدام کرده بود اما پس از آن دوباره نامش به همان زودیاک تغییر کرد.
گزیده فیلم شناسی دیوید فینچر
Alien³ 1992
Se7en 1995
The Game 1997
Fight Club 1999
Panic Room 2002
Zodiac 2007
جالب است بدانید :
- فینچر در فیلم چهارم مجموعه جنگهای ستارهای «بازگشت جدای» دستیار فیلمبردار در مینیاتورها و در واحد افکتهای تصویری بود. در فیلم «ایندیانا جونز و معبد مرگ» هم عکاس بود.
- ویدیوی او برای مدونا «خودت را تشریح کن» در 19 ژانویه 2003 در اسلنت مگزین در لیست 100 ویدیو اول شد. دو ویدیوی دیگر او برای مدونا «متداول» در رده چهارم و «اوه پدر» در رده 11ام قرار گرفتند.
- بعد از ساخت «هفت» در سال 1995 با براد پیت دوستان صمیمی شدهاند.
- ابتدا قرار بود فینچر فیلم «کوکب سیاه» را بسازد که بعدها توسط برایان دیپالما در سال 2006 ساخته شد.
- ابتدا قرار بود فیلم «مرد عنکبوتی» را بسازد که سام رایمی آن را در سال 2002 ساخته شد.
- ابتدا قرار بود فیلم «اعترافات یک ذهن خطرناک» را او بسازد که جرج کلونی در سال 2002 آن را ساخت.
- ساخت فیلم «اگه میتونی منو بگیر» را که بعدها اسپیلبرگ ساخت به خاطر ساختن فیلم «اتاق وحشت» رد کرد.
- پیشنهاد ساخت «بتمن آغاز میکند» را رد کرد که کریستوفر نولان این فیلم را در سال 2005 ساخت.
- ساخت فیلم «8 میلیمتری» را به خاطر ساختن فیلم «باشگاه مبارزه» رد کرد.
فینچر مدتها نامش به عنوان کارگردان پروژه «ماموریت غیر ممکن 3» که بعدها جی جی آبرامز آن را ساخت شنیده میشد اما آن را به خاطر کارگردانی «اربابان داگتاون» رها کرد که بعدها این فیلم پس از جدایی او از پروژه توسط کاترین هاردویک ساخته شد.
- یکی از موسسین پروپاگاندا فیلمز در 1986 بود.
- زمانی که در مارین کانتی زندگی میکرد یکی از همسایگانش جرج لوکاس بود.
- آهنگ عنوان بندی فیلم «هفت» کار گروه ناین اینچ نیلز بود. آهنگ «نزدیکتر»
چند جمله :
- نمیدانم فیلمها چقدر باید سرگرمکننده باشند. در مورد من، همیشه فیلمهایی را دوست دارم که جای زخم باقی بگذارند. چیزی که درباره «آروارهها» (1975) دوست دارم این است که دیگر هرگز برای شنا به اقیانوس نمیروم.
- من نمیخواهم بگویم که کارهایتان را چه طور انجام بدهید ولی بعضی باید این کار را بکنند.
- من شیطنتهایی دارم که شما حتا نمیتوانید تصورش را بکنید.
- بعضیها میگویند که میلیونها راه برای ساختن یک صحنه وجود دارد اما من اینطور فکر نمیکنم. به نظر من دو راه وجود دارد و آن یکی اشتباه است.
|+| نوشته شده در چهارشنبه 30 آبان1386 ساعت توسط بابک رستمی|

