«راهی سخت و طولانی در پیش است كه ما را به روشنی هدایت میكند...»
"ارنست همينگوي يه موقعي نوشت جهان جاي خوبي است و ارزش مبارزه كردن براشو داره من با قسمت دوم حرفش موافقم"

درباره فیلم
پس از ساخته شدن «هفت»، ساخت فیلمهایی درباره قتلهای زنجیرهای دوباره مرسوم شد؛ فیلمهایی كه در آنها قاتل بر اساس سلسله چیزهایی دست به قتل میزند. اما هیچ كدام از این فیلمها نتوانستند شهرت و اعتبار سینمایی «هفت» را به دست بیاورند.
«هفت» نمونه كامل یك فیلم است. فیلمی درجه یك و بینظیر كه میتوان در كلاسهای سینمایی، نما به نما بررسی كرد. این فیلم در بین كشیشهایی كه راجع به سینما مینویسند، نیز از اهمیت خاصی برخوردار است. چرا كه هفت گناه كبیرهای كه قاتل قربانیهایش را بر اساس آنها میكشد، چیزهایی هستند كه در حیطه كار كشیشها میگنجد، «مایكل گالاخر» یكی از این كشیشها است كه میگوید هیچ رساله اخلاقی نمیتوانست به اندازه این فیلم مردم را با این هفت گناه آشنا كند.
بر این اساس یكی از مراكز درمان چاقی آمریكا، پس از نمایش این فیلم اعلام كرد، تعداد افرادی كه قصد دارند خود را لاغر كنند افزایش یافته چرا كه نمیدانسته پرخوری یكی از گناهان مستوجب عقوبت است!
فیلمی مانند «هفت» هر چند در ابتدا، فقط تماشاگر را به سوی داستان هدایت میكنند، اما كمكم و در دیدارهای بعد است كه از او میخواهند مایههای اساسی فیلم را بازبینی كند.
فیلمنامه «هفت» را اندروكوین واكر فیلمنامهنویس كم كار آمریكایی به نگارش درآورده است.
داستان فیلم
این درام جنایی پلیسی، از فیلمنامهای سنجیده و درست برخوردار است و درباره آدمی است كه خود را مجری قانون غیر رسمی میبیند. بیماری روانی كه تصمیم گرفته خود عدالت را اجرا كند. داستان هفت، فراتر از یك قصه ساده است. بلكه داستانی پیچیده درباره جامعهای است كه مردمانی بیمار، مغرور و گناهكار دارد. مردمانی كه تنها راه پاك شدن جامعه را در حذف آدمها میبینند.
«جان دو» قاتلی است كه میخواهد وجدان خفته مردم را بیدار كند و كارآگاههای فیلم فقط به كشف قاتل نمیپردازند، آنها باید احساسات و عقاید قاتل اخلاقگرا را هم كنترل كنند. همه قتلها برای «جان دو» تنها بهانهای هستند تا به مردم یادآوری كند چیزی به نام گناه، زندگی آنها را پر كرده و باید از آن پرهیز كرد.
* در شاهکار بودن این فيلم هيچ شكي نکنید.
* داريوش غنجي به عنوان فيلمبردار توانسته تعليق هاي بسيار زيبايي را در صحنه هاي پر زد و خورد با حركات دوربين به دست بدهد و از طرفي ديگر حركاتي بسيار نرم و آرام در نماهايي كه آرامش مي طلبد.
* تيتراژ فيلم در نوع خودش بي نظير و عاليست.
*«كوین اسپیسی» بازیگر نقش جان دو است كه در هیچ كدام از تبلیغات فیلم دیده نمیشود چرا كه نباید كسی میفهمید قاتل زنجیرهای كیست. بازی اسپیسی در نقش قاتلی خونسرد و آرام دقیقا همان چیزی است كه از او انتظار میرود. مخصوصاً صحنه ی ورودش بالباس خونی به اداره ی پلیس که جزو هیجان انگیزترین وقویترین صحنه های تاریخ سینماست.
* فيلم آن قدر خوش ساخت است كه هر چه بيشتر فيلم را ببينید بيشتر لذت ميبريد و نكته هاي تازه اي از فيلم ميفهميد.
* ديالوگهاي آخر فيلم( داخل ماشين ) بين جان دوال,ميلز و سامرست عاليست.
* ترديد و بيچارگي برد پيت در صحنه اي كه ميخواد تصميم بگيره قاتل رو بكشه يا نه فوق العادست ...
* در كل هفت فيلمي كه واقعا ارزش چندين بار ديدين رو داره...
|+| نوشته شده در پنجشنبه 13 دی1386 ساعت توسط بابک رستمی|

