تبليغاتX
سینما آنلاین - قصه های عامه پسند (Pulp Fiction)
سینما آنلاین
آدرس وبلاگ :: تماس با مدير ::

نام فیلم: قصه های عامه پسند (Pulp Fiction)
محصول سال: 1994
كارگردان: كوینتین تارینتینو (Quentin Tarantino)
نویسنده: كوینتین تارینتینو (Quentin Tarantino)، راجر اواری (Roger Avary)
بازیگران: تیم راس (Tim Roth)، جان تراولتا (John Travolta)، ساموئل ال جكسون (Samuel L. Jackson) آماندا پلامر (Amanda Plummer)، بروس ویلیس (Bruce Willis)، آما تورمن (Uma Thurman)
جوایز: برنده 43 جایزه از جمله اسكار بهترین نویسنده.


وودي آلن ميگويد : همه ما حقيقت واحدي را ميشناسيم ، زندگي ما عبارت است از چگونگي انتخابمان براي از ريخت اندازي و كج و معوج كردن آن...



بعضی از فیلم ها هستند که بدجور در ذهن انسان نقش می بندند. پالپ فیکشن یکی از آنهاست. پالپ از آن دست فیلم هایی هست که اگه کسی بتواند حرف هایی که پشت این همه کثافت و خون و انتقامِ مخفی شده در فیلم را حس کند ، لذت فهمیدنش تا آخر عمر دست از سر او بر نمی دارد. آن وقت است که هر فرصتی پیدا می کنید تا دوباره و دوباره این فیلم را ببینید. به جلو می زنید ، به عقب می زنید ، همه کاری می کنید تا باز هم آن لذت دفعه اول را تجربه کنید یا اگر واقعا دیوانه پالپ باشید ، با هربار دیدنش یک چیز تازه کشف می کنید. پالپ یعنی سینما ، پالپ یعنی فیلم ، پالپ یعنی عشق ، فقط باید راه عشق بازی با آن را پیدا کنید ، آن وقت است که پالپ هم به شما حال خواهد داد...



انتخاب صحنه ای از پالپ فیکشن به عنوان سکانس برتر ، عملا غیر ممکن است. بله اگر این فیلم را یکی دوبار بیشتر ندیده باشیم باطبع یکی دو صحنه نیز به عنوان سکانس برتر در ذهنمان جا باز خواهد کرد. ولی منظور من دیدن پالپ است به گونه دیوانه وار ، آن وقت است که هر صحنه اش جداگانه صحنه ایست که لذت خواص خودش را دارد...

             

این فیلم مجموعه ای است از سه داستان مجزا و در عين حال مرتبط است که در پنج اپيزود با شخصيت های مشترک در طی دو روز و بدون ترتيب زمانی در لوس آنجلس امروز اتفاق می افتد که در کل نمایشی ست از عکس الاعمل های افراد متفاوت در موقعیت های متفاوت که این افراد با اختیارات خاص خود می توانند بین راه خیر و شر یکی را انتخاب کنند...

  

پالپ فیکشن که نه تنها با حذف کردن رقبای سرسختی چون: قرمز(کریستف کیشلوفسکی)، زندگی (ژانگ ییمو) و ملکه مارگو (پاتریک شرو) جایزه ی نخل طلای کن را درسال 1994به دست آورد بلکه با تمام بداقبالی ها در اسکارکه کاندید شش جایزه اصلی: بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه ی ارژینال، بهترین بازیگرنقش اول مرد (جان تراولتا)، بهترین بازیگرنقش اول زن (اما تورمن) وبهترین بازیگرنقش مکمل مرد (ساموئل ال جکسن) شد تنها اسکاربهترین فیلمنامه ی ارژینال رانصیب تارنتینو کرد. فیلم که به تهیه کنندگی لارنس بندرو توسط کمپانی همیشگی تارانتینو باهزینه ای هشت میلیون دلاری ساخته شد که پنج میلیون ازآن بابت دست مزد بازیگران بود بالغ بر100 میلیون دلار فروش کرد...

  

 
خشونت مفرط، لحن سرد و غير عاطفی و ديالوگ های جذاب و هوشمندانه از خصوصيات برجسته اين فيلم است که اگرچه متاثر از سينمای گانگستری بوده اما معيارهای تازه ای در ژانر گانگستری بنا کرد...

   

درک دلبستگی شخصی تارانتينو به فرهنگ و موسيقی پاپ کليد اصلی درک موسيقی فيلم پالپ فيکشن است. موسيقی ای که در واقع کلکسيونی از آهنگ های مختلف پاپ، راک، سول، راک اند رول و سرف است که در دهه‌های شصت و هفتاد مطرح بوده‌اند و تارانتينو آنها را بر اساس علاقه شخصی خود گردآورده و بر روی صحنه های مختلف فيلم قرار داده است...

   

شخصا (پالپ فیکشن) را بسیار دوست دارم , سکانس به سکانس فیلم پراست از تصاویری فراموش نشدنی.

 این فیلم انقلابی به تمام معنی در نگرش به سینما بوجود آورد و پر از ظرافت و پیچیدگی هایی است که آثار جاودان هنری چندین لایه دارند و مخاطبان متفاوت را جذب می کنند. اگر تارانتینو تنها قصه های عامه پسند را کارگردانی کرده بود نیز برای ماندن نام اش در تاریخ سینما کافی بود...


        

پ.ن : داشتم دنبال یه جمله دیگه از وودی آلن تو مجله هام می گشتم که آخر پست بذارم که اینو تو یکی از ویژه نامه های دنیای تصویر دیدم...دلم نیومد نذارمش...سردبیر میخواد یه چیزی بذاره که حس و حال خودشو را نسبت به ویژنامه به خوانندگانش القا کند که یاد صحنه شام خوردن جان تراولتا و اما تورمن توی این فیلم میوفته... " آن جا که تراولتا از تورمن می خواد یک قورت از میلک شیک پنج دلاری اش را بدهد که امتحان کند. باید صورت و وزن و ریتم حرکات تراولتا را موقع برداشتن لیوان ببینید. بعد هم که تراولتا کارش تمام می شود , لیوان را میکوبد روی میز و میگوید : (( عجب چیز خوشمزه ایه! ))

 

|+| نوشته شده در جمعه 2 فروردین1387 ساعت توسط بابک رستمی|